


تجربهی كار با سيم خاردار براي من هميشه تجربهاي سخت امّا دلچسب بوده است؛ كارهاي شكل گرفته از آن نيز با وجود گوناگوني، همگي در انتخاب عناصري سخت و سنگين از محيط، مشترك بودهاند.
ساخت ساده و پارادوكس يك گل با سيم خاردار، كاري نمادين از عنصري ميرا بود كه هميشه دوست داشتهام ماندگدار باشد.
تمامی عکس ها توسط «راحله زمردی نیا» گرفته شده است.





کار «3549» یکی از اجرهای نمادین گروهی ما است که در دریاچه ارومیه انجام شد. تخریب محیط زیست و بی توجهی نسبت به این مسئله همانند اوضاع نابهسامان فرهنگی که در همه جای کشور حاکم است موجب شده بود تا دریاچه بزرگ ارومیه که شاید مهمترین جاذبه طبیعی شهرهای ارومیه و حوالی آن است، رو به خشک شدن برود و این مسئله را میشد از بی رونقی خانهها و سایر مکانهای «چیچست» دید. اما 3549 نیز نشانی از همین خشک شدن بود، 3549 قدم رفتیم و رفتیم تا از محل اسکان به آب برسیم؛ حرکتی اجتماعی که مسالهاش تنها به خشک شدن یک تکه زمین نمیانجامد بلکه اشاره به تبعات بسیار ناخوشایند اجتماعی و فرهنگی این خشک شدن دارد. این قدمها(3549) فاصلهای را نشان میدهد که ما از طبیعت اطراف خود گرفتهایم، فاصلهای از یک خشکی تا آنجا که هنوز دریاچه زنده بود و زندگی میکرد.
عکسها از: مهدی متولی
یادداشتی بر نمایشگاه مرتضی پورحسینی و لیلی رشیدیروز نخست آبان ماه نمایشگاه دونفره لیلی رشیدی و مرتضی پور حسینی در نگارخانه راهابریشم برپا شد تا این هنرمندان دومین نمایشگاه مستقل خود را جدای از نمایشگاههای گروهی و جشنوارهها، با ارائه مجموعههای جدید خود برگزار کنند.
سال گذشته لیلی رشیدی در نگارخانه آتبین و مرتضی پورحسینی در نگارخانه نامی خانه هنرمندان نخستین نمایشگاه انفرادی خود را برگزار کرده بودند و این نمایشگاه جدید را میتوان برای هر دو نفر ادامهای متفاوت و پختهتر نسبت به کارهای پیشین ارزیابی کرد.
آنچه که در نگاه نخست پیوندی میان دو مجموعه ارائه شده در این نمایشگاه بوجود میآورد، برخورد رئال یا به بیانی دیگر واقعگرایی موجود در نقاشیهاست که جدای از موضوع، به لحاظ تکنیکی کارها را همسو نشان میدهد. اما نکته دیگر که شاید در لایهای پایینتر به چشم میآید تاثیرات عکاسی یا شاید درستتر استفاده از فضایی عکسگونه است که البته در هر مجموعه به نحوی متفاوت به کار گرفته شده است.

بزرگترین نمایشگاه مجسمههای کنار دریا برندهگان خود را اعلام کرد که در این جمع «فیل پرایس» با اثری با عنوان الهه آب جایزه 10 هزار دلاری مجسمههای محیط آبی سیدنی را از آن خود کرد. در میان برگزیدگان این جشنواره همچنین «مونا آقابابایی» هنرمند ایرانی نیز جایزه پنج هزار دلاری هنرمند برگزیده زیر 29 سال این جشنواره را به خاطر اثر «آزادی کجاست؟» دریافت کرد.
جشنواره 10 هزار دلاری مجسمههای محیط آبی سیدنی که به مجسمههای برای محوطههای کنار دریا اختصاص دارد. این جایزه بیشتر به مجسمههایی داده میشود که از نیروهای و سیمای طبیعی مانند باد، موج، آب، انرژی خورشیدی و از این قبیل موارد بهره برده باشند. از دیگر برگزیدگان آسیایی این جشنواره میتوان به کوئیچی ایشینو ژاپنی اشاره کرد.
سمت و سوهای رابطه میان آثار هنری و مکان اجرادر رویکردهای معاصر هنری مکان و فضای ارائه یک اثر بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود و هنرمندان سعی میکنند تا حداکثر استفاده را از فضا و مکان داشته باشند و آن را از حالت منفعل به مکانی پویا تبدیل کنند. ما در هنرهای تجسمی تا پیش از آغاز رویکردهای معاصر در دهههای اخیر، فضا یا مکان عینی و ارتباط آن با آثار هنری را باید در آثار مرتبط با معماری و بیشتر مجسمه و نقاشیهای مذهبی بجوییم که همگی به واسطه نوع و فضای معماری تعریف میشوند. به بیان دیگر تاثیرات مکان در این آثار بیش از آنکه مربوط به خواست هنرمند تجسمی باشد، مربوط به معماری بوده که فضا و مکان در آن تعریف خاص خود را دارد و هنرمند نقاش یا مجسمهساز نیز خود را با آن وفق داده است. مجسمه یا نقاشیهایی که در این زمان در شهر یا کلیسا قرار میگیرند، با آنکه نقشی و حضوری عمومی دارند اما بازهم جز در مواردی خاص پویایی یا استفاده از مکان و طراحی ویژه برای آن وجود ندارد.

کاری از «سوکانگ زائو» هنرمند چینی
اما امروز برخلاف گذشته مکان و طراحی برای آن خصوصا پس از جریانات هنری دهه 1960 به بعد، به بحثی جدی تبدیل شده است که نمونههای مختلفی را میتوان برای آن نام برد. مجسمههای بزرگ شهری، هنر زمین و هنر محیطی، پرفورمنس، آثار تعاملی و مشارکتی و نمونههای بسیار دیگر هنرهای تجسمی معاصر را به سمت و سویی بردهاند که در بسیاری موارد فضا یا مکان به مکان ویژه (Site Specific) تعبیر میشود و اثر هنری در فضایی غیر از آن معنا مورد نظر یا امکان اجرا نخواهد داشت. یا مثلا هنر بدن که وجه دیگری از مکان اجرا را با خود به همراه دارد.
این توجه و اهمیت دادن به مکان در آثار هنری معاصر از یک سو باعث گردیده است تا هنر به فضاهای عمومی و خارج از موزه و گالریها راه یابد و از سوی دیگر هنرهای جدید را از تک بعدی بودن خارج کرده است، چه به لحاظ فردیت هنرمند و چه از لحاظ ابعاد و اجرای اثر. به طور مثال ما هنگامی که با یک اثر محیطی یا یک کار گرافیتی در شهر مواجه میشویم علاوه بر اینکه باید به مفهوم و ایده برآمده از اثر توجه داشته باشیم، میبایست به زمان و مکان اثر نیز توجه کنیم. هنرهایی که در محیط شهری یا خارج از آن در طبیعت به اجرا در میآیند علاوه بر فرم، مفهوم و ابعاد اجرایشان ما را متوجه فضایی میسازند که خارج از آن بسیاری از این آثار معنا و مفهوم خود را از دست میدهند به طور مثال اگر یک کار گرافیتی را بر روی بوم اجرا کرده و در یک موزه به نمایش بگذاریم دیگر نمیتوانیم در پی آن معنای پیشین باشیم یا در کارهای محیطی و مثلا هنر طبیعت یا هنر بوم شناختی با آنکه امکان اجرای مجدد در مکانهای دیگر میتواند وجود داشته باشد اما در غالب موارد اثر وابسته به مکان خاص خود است و در آن معنا مییابد. وابستگی به مکان در این آثار و طراحی برای فضای چندگانه کارهای معاصر دیگر اجباری برآمده از یک سازه یا معماری نیست که قرار باشد هنرمند خود را با آن همسو و هماهنگ کند.

سفر- کاری از «راحله زمردینیا»

این خبر یکی از خبرهای جالبی بود که در این چند روزه خواندم و بخشی از ترجمه آن را بر روی وبلاگ قرار دادم: این مجادلهها هنگامی آغاز شد که موزه نوس (Neues Museum) آلمان که در دوران جنگ جهانی دوم تخریب شده بود، جمعه دو هفته پیش (16 اکتبر، 24 مهرماه) با استقبال مخاطبان بسیاری بازگشایی شد اما مجادله بر سر نیمتنه 3500 ساله نفریتی این جشن را تحت شعاع خود قرار داد. مصریها خواستار بازگشت این اثر که به تنهایی در اتاقی گنبددار و چشمانداز اصلی موزه نگهداری میشود، شدهاند.
بنابر گزارش نیویورک تایمز، این نیمتنه بسیار با ارزش از سال 1913 در آلمان است و اکنون مصریها خواستار بازگرداندن این مجسمه کهن به کشور خود هستند. در همین راستا دکتر زاهی حواس، رئیس شورای عالی آثار باستانی مصر که معتقد است این اثر تاریخی به صورت غیرقانونی به آلمان رفته است، در گفت و گو با هفتهنامه «تاگ اشپیگل» آلمان اظهار داشت: ما همچنان در حال جمع آوری اطلاعات هستیم، اما من پیش بینی میکنم که ما به زودی آن چه را که برای ارائه یک درخواست رسمی به موزۀ برلین در جهت بازگرداندن این تندیس نیم تنه کافی میباشد، به دست خواهیم آورد.

این تندیس نیم تنه مشهور، چهره افسانهای یکی از زیباترین و باشکوه ترین زنان زیبا در تاریخ بشریت است. مستندات آثار باستانی حاکی از آن است که تندیس نفر تی تی در سال 1912 توسط لودویگ بورشارت، باستان شناس آلمانی، در کرانۀ رود نیل کشف گردیده و یک سال پس از آن به موزۀ برلین آلمان منتقل گردیده است.
در هر صورت حواس بر این باور است که این تندیس با بهانههای دروغین از مصر، خواستگاه اصلی خود، خارج گردیده و باید فوراً به مصر بازگردانده شود. در زمان کشف این تندیس یک میلیونر آلمانی ادعا کرده بود که نسبت به این تندیس از حقوق مالی برخوردار است. وی اظهار داشته بود که هزینۀ عملیات حفاری برای کشف این تندیس را او تأمین نموده و به همین دلیل حق دارد آن را به موزۀ برلین منتقل نماید.
زاهی هواس به هفتهنامه «تاگ اشپیگل» آلمان گفت: به نظر نمیرسد اسنادی وجود داشته باشد که به صورت قاطع اثبات نماید که تندیس نفریتی به صورت غیرقانونی و غیراخلاقی از قاهره خارج شده است. من بر این باورم که ما دلایل توجیه کنندهای را برای بازگرداندن این تندیس در اختیار داریم. وی همچنین به سایت خبری اشپیگل نیز گفته است: اگر مشخص شود که این اثر دزدیه نشده است، مشکلی وجود نخواهد داشت.
اما برخلاف اظهارات حواس آلمانیها اعتقاد دارند که هیچگونه ارتباطی بین خواسته مصر و نتیجه و رای یونسکو به نفع آلمان وجود ندارد. مصر از دهۀ 1930 خواستار بازگرداندن این تندیس اسطورهای مشهور میباشد، اما دولتهای آلمان از جمله دولت آدولف هیتلر که یکی پس از دیگری روی کار آمدهاند، همواره با درخواست قاهره مخالفت کردهاند.
حواس همچنین خاطرنشان کرد که دانشمندانی از کشورهای آمریکا و آلمان مدارک و اسناد تازهای را در اختیار وی گذاشتهاند که حقانیت مصر را در مورد این تندیس تأیید نموده و از موضعگیری آن حمایت مینماید. وی همچنین افزود که شورای عالی آثار باستانی ظرف دو هفتۀ آینده نامهای رسمی را مبنی بر درخواست بازگرداندن این تندیس به مقامات آلمانی ارسال خواهد کرد.
حواس در گفت و گو با روزنامههای آلمانی افزود: چیزی که از ما به سرقت رفته است باید بازگردانده شود و این شامل پنج قطعۀ بی همانند است که به فرهنگ ما تعلق دارد. تندیس نفریتی نیز یکی از این قطعات میباشد.
زاهی حواس چندی پیش نیز به خاطر ربوده شدن پنج شی عتیقه دیگر از مصر، فرانسویها را به دزدی متهم کرده بود، چراکه این آثار پس از چندی در سالها 2000 و 2003 نهایتا سر از موزه لوور درآورده بودند. فرانسویها نیز در پاسخ گفتهاند که در صورت مشخص شدن دزدی، این آثار را به مصر بازمیگردانند.

برای خواندن مطالب بیشتری درباره «نفریتی» به این پست از وبلاگ مراجعه کنید:
این هفته هم به همراه دوستانی دیگر به گالریگردی رفتیم و بیشتر گالریها نیز نمایشگاههای نقاشی داشتند. این گزارش مربوط به نمایشگاه اعتماد و هما است که میخوانید. تا چند روز آینده گزارش و یادداشت٬هایی درباره نمایشگاههای دیگر این هفته خواهم نوشت.
نگارخانه اعتماد پس از دو هفته میزبان نمایشگاه نقاشیهای پویا آریانپور و علیرضا جدی بود. آریانپور که در همین روز نمایشگاه انفرادی دیگری در نگارخانه تازه تاسیس «آن» داشت، در نگارخانه اعتماد آثاری از مجموعه برش را در ابعاد کوچک به نمایش گذاشته بود. کارهای ابعاد بزرگ این مجموعه هم در نمایشگاه «آن» به نمایش گذاشته شده بود. آریانپور درباره این آثار میگوید: حضور مداوم انسان در این نقاشیها حاکی از دغدغههای ذهنی من است، انسانی که تغییر فرم میدهد، تحلیل میرود و به پارهای دیگر از اجسام هستی مبدل میشود. همین انسان در دورانی به موجودی دگردیس شده به مانند نقشی برآمده از هندسه میماند و در دورانی به مانند اجسامی منجمد و اکنون چون موجود تیز وبرنده نقش ایفا میکند.

اما آثار علیرضا جدی بخش دیگری از این نمایشگاه بود که مخاطبان خاص خود را داشت و همگی با کنجکاوی به نقش و طرحهای به کار رفته در نقاشیها نگاه میکردند. کارهای جدی برخلاف انتزاع آثار آریانپور، نقاشیهایی با ترکیببندی شلوغ و پر طرحی است که با تکنیکها مختلف بر روی کاغذ کار شده. کارهایی که میتواند برآمده از ذهنی خلاق و پرمشغله باشد، با تاثیراتی از نگارههای قدیمی ایرانی و شرقی که در نگاه نقاش استحاله یافتهاند.
لذت کارهای جدی در کشف روابط میان شخصیتها و طرحها دیگر و فضاسازی است که برای آنها انجام داده، لذتی که مخاطب را برای مدتی به خود مشغول خواهد ساخت. شخصیتهای نقاشی جدی گاه برآمده از یک طنز و بازی با نمونههای قدیمی خود هستند و گاه با همین نوع برخورد در پی مفاهیمی هستند که میتوان از لابهلای روابط عناصر به کار رفته در نقاشی، دریافت.
اما دیگر نمایشگاه این هفته، نمایشگاهی از آثار ایرج اسکندری است که روز جمعه گشایش یافت. اسکندری که نام «سرو کاشمر» را برای این مجموعه برگزیده است، در این مجموعه با همان تکنیک کارهای گذشته خود به بیانی نمادین از درخت و گیاه رسیده است.

برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید.