



صفحاتی از کاتالوگ نمایشگاه

دو ویدئو به نمایش درآمده در نمایشگاه
رهایی- محمود مکتبی
درد مشترک- تارا گودرزی و محمود مکتبی

نمایشگاه حاضر ترکیبی از سه جهان متفاوت از سه گروه از هنرمندان ایرانی، انگلیسی و لیتوانی است که با انتخاب ادوارد لوسی اسمیت گردآوری شده است. هنرمندان متعددی از این سه کشور در این نمایشگاه حضور دارند که سعی میکنم در پستهای بعد نام این هنرمندان را برای جستجوی آثار متفاوتشان روی وب بیاورم. برای خواندن متن کامل مقدمه آقای لوسی اسمیت بر این نمایشگاه به ادامه مطلب مراجعه کنید.
The aim of this exhibition is to give a snapshot view of two very different contemporary art worlds – the one that now exists in London, and the one that has grown up in Iran in the years since the fall of the Shah in 1979. London is now undoubtedly one of the world capitals of contemporary art, rivaled in this respect only by Berlin, since both Paris and New York seem to be losing their attraction as centers for young artists. It owes its pre-eminence to the rise of what are now called the YBAs (Young British Artists) in the 1990s. However the YBA group are not so young any more – they are in their mid 40s – and several generations of artists have made their appearance in London since then. My concept here has been to show a few selected artists on a larger scale, and many more in a section entitled Polemically Small. Polemically Small stresses two things – first the strong revival of painting and collage in London, and second the return to small, sometimes miniature scale, which is a revolt against the inflated rhetoric that seems to have overtaken so much contemporary art.
متن و تصویر-نقدی از باوند بهپور
بهزاد نژادقنبر حق دارد که میگوید این روزها اجرا دارد در گالریهای تهران میجوشد! تازگی خبر سی شب و سی اجرا را شنیدیم و چپ و راست پرفورمنس است که از راه میرسد. با این حال، غالب اینها پرفورمنس نیستند و این کلمه را به انواع و اقسام صورتهایی به کار میبرند که نام خودشان را دارند: رقص معاصر، اجرای موسیقی در گالری، تئاتر تجربی، توانمندسازی، … .
برای مثال در اجرای محمود مکتبی که عکساش اینجا آمده چیزی از واقعیت هست (سرش را واقعاً میتراشند) بدن هم سهمی دارد (موها) اما این برای اجرا ....
اجرای "من یک سرباز هستم"
محمود مکتبی
با مشارکت و اجرای "ریحانه امید قائمی"
عکس: "شهرناز زرکش" و "وحید پناهی"، فیلم: "صابر زلالی"، پوستر: "سلمان رئیس عبدالهی"
با تشکر از "احسان رسولاف" و "میترا سلطانی"
فروردین ۱۳۹۰ - گالری محسن
برای تماشای عکسهای بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید
اجرای "من یک سرباز هستم" روز سهشنبه سی فروردین ماه 1390 در گالری محسن به نشانی خیابان ظفر شرقی، کوچه ناجی، خیابان فرزان، خیابان نوربخش، بلوار مینای شرقی، شماره 42 برگزار خواهد شد و از تمامی دوستان دعوت میشود که راس ساعت 19 برای دیدن این اجرا حضور داشته باشند.
این اجرا به مانند اجراهای پیشین با رویکرد و معنایی سیاسی-اجتماعی کار خواهد شد که البته به هیچ عنوان با نگاهی مرزبندی شده و داخلی نبوده و سعی من بر این بوده است تا چیزی متفاوت از آن نگاه همیشگی و روزمره به یک سرباز را برای مخاطبان خود داشته باشم. سرباز من نماد دلکندن از همهچیز و نماد رفتن است، سربازی بدون ملیت، و بی هویتتر از آنچه که چیزی برای او باقی مانده باشد.
I am a soldier
A performance by Mahmoud Maktabi
Tuesday, 19 April, 2011
No.42, Mina Blvd, Nurbakhsh st,
Farzan Alley, Zafar ave, Moddaress Exp way,
Mohsen Gallery, Tehran

"آزادیام درون من است"-محمود مکتبی-عکس از راحله زمردینیا
Mahmoud Maktabi, My Freedom is Inside, 2010
سایت حاضر مربوط به یک جشنواره عکاسی در تورنتو کانادا هست که هنرمندان و عکاسان مختلفی از سرتاسر دنیا و در بخشهای مختلف آن شرکت میکنند و نمایشگاهگردانها، مجموعهدارها، خریداران و انتشاراتیها برای چند روز سمینار و بحث... گرد هم میآیند. از ایران هم هنرمندانی همچون عباس کیارستمی، شادی قدیریان، گوهر دشتی، علی کامران، آیدین مطلبی، بهاره بیشه، امیر حسین کیهانی و آسیه روحالامینی حضور دارند که هنرمندان جوانتر از طریق ادوارد لوسی اسمیت به این جشنواره معرفی شدهاند. من هم در این جشنواره سه مجموعه عکس و ویدئو دارم که البته عکسها توسط راحله زمردینیا گرفته شدهاند و در واقع این سه مجموعه از مجموعههای پرفورمنس من بودهاند که راحله زمردینیا زحمت عکاسی و ماکان عاشوری زحمت فیلمبرداری و تدوین آن را کشیدهاند.
این نمایشگاه در ابتدای ماه می در تورنتو کانادا افتتاح میشود.
Without the internet, these prize-winning images by Iranian photographers would never have been seen in Iran, let alone anywhere else in the world. These startling images visually represent freedom or the lack thereof. The passion of these artists is evident in their searing hunger for complete artistic and ideological freedom. This collection of radical images was organized by an unofficial body called Persbook.
جمجمهام را هر روز پاک میکنم
با دستهای تمیز
و لبخندها را از لبم
و حجم اتفاقی باران را از شیشه
-حال حال خوشیست
اما شعرهایم را پیش پزشک بردهام
همان که بهشت را در کوچه پس کوچههای تهران جسته است
در بیمارخانه لولاگر
که معدهدردهایم را عادت دارد
چند واژه اصلاحی خوردهام
دهان را در جمجمه میگذارم
و شعر را در سرم
-بهار آمده
روز هفتم عید است
من فقط تو را تجویز میکنم
و اتفاقا
تمام داروخانههای جهان را
پیش پای شما گشتهام
تمام اعضای تنات را.

بهار كه ميآيد
سبزهها كه سبز ميشود
تو هم بيا
بيا تا در كنار آئينه
رد خندههامان را
در خطوط موازي سالها كه خلاصه ختم ميشوند، بيابيم
هوا را با دو خنده عوض كن
سبزهها قد كشيدهاند...